طبیعتا این یک پیروزی بزرگ است اما محمود صالحی یکی از رهبران سرشناس جنبش کارگری هنوز در زندان است و در وضعیت جسمانی وخیمی به سر میبرد. تلاش در جهت تسهیل معالجه فوری محمود صالحی، آزادی بی قید و شرط ایشان و لغو احکام علیه دیگر فعالین کارگری را باید پیگیری کرد و مطمئنا با نیروی همبستگی طبقاتی و مبارزه متحدانه این خواستها برآورده میشود.
ما "جمعی از دانشجویان چپ دانشگاه کویین مری لندن" در جهت همبستگی با جنبش کارگری، کمپین دفاع ازکارگران زندانی را پیش میبریم و خواهان آزادی بی قید و شرط محمود صالحی و لغو احکام صادره علیه دیگر فعالین کارگری در ایران هستیم.
Dimitres Grmanis
Kate Anderson
Sediq Esmaili
Jade Kent
leftstudent@yahoo.com
10/06/2007
زندهباد همبستگي طبقاتي کارگران!!!
«شيث اماني» و «صديق کريمي» دو تن از از فعالان کارگري و عضو «اتحاديهي سراسري کارگران اخراجي و بيکار» آزاد شدند.
هيئت تحريريهي نشريهي دانشجويي «به پيش!»، آزادي اين دو فعال کارگري را به طبقهي کارگر ايران تبريک ميگويد و دست تمام کساني که در سراسر جهان در حمايت از کارگران ايراني به فعاليت پرداختند را به گرمي ميفشارد.
اين پيروزي، تنها با وحدت طبقاتي کارگران ميسر گشته است و نشان از اين امر دارد که در صورت اتحاد طبقهي کارگر هيچ نيرويي قادر به مقاومت در برابر خواست کارگران نيست.
طبقهي کارگر ايران در سايهي اين پيروزي بزرگ، خواست آزادي «محمود صالحي» را در کنار ساير خواستههاي خود همچنان با قدرت پيگيري ميکند و خواستار آزادي فوري و بيقيد و شرط او است.
نشريه دانشجويي «به پيش!»، در اين راه خود را متحد طبقهي کارگر دانسته و بار ديگر بر آزادي فوري و بيقيد و شرط «محمود صالحي» تاکيد ميکند.
اخيرا دانشجويان چپ و سوسياليست در ايران با اجراي يک طرح بهجا و به موقع, به حمايت از کارگران زنداني برخواستهاند. اين دانشجويان با اجراي طرح قراردادن صنوقهاي جمع آوري کمک مالي براي کارگران زنداني و همچنين پخش بروشورهاي اين طرح در دانشگاه تهران فعاليت خود را شروع کردند که اين نوع فعاليت روز به روز گسترش ميابد و در سطح وسيعي در دانشگاههاي مختلف در تهران به اجرا در ميآيد. حتي عدهايي از دانشجويان چپ دانشگاه کويين مري لندن ( A group of left student at Queen Mary university of London) در اطلاعيهايي به پشتيباني از حمايت دانشجويان چپ از کارگران زنداني برخواستهاند و طرح مشابهي را روز دوشنبه 11 ژوئن در دانشگاه کويين مري لندن (Queen Mary) اجرا ميکنند.
حمايت دانشجويان چپ از کارگران و طرح آنها فقط جنبه مالي آن نيست، اين طرح به خودي خود نشان از پيوند طبقاتي اين جنبش با جنبش کارگري است. بطور مشخص دانشجويان چپ به عنوان نسل جديدي از فعالان چپي که سرکوبگران آن را منقرض شده فرض ميکردند و بر خلاف خيال خام ليبرالها که در تضاد با سوسياليسم، براي پيروزي نئوليبراليسم تلاش ميکنند، اينبار دانشجويان چپ با پرچم " يا سوسياليزم يا بربريت " به ميدان آمدند، با ليبراليسم جدل و مقابله نظري ميکنند و خواب شيرين ليبرالها را به کابوس وحشتناک تبديل کردهاند و عملا نشان ميدهند که رمز پيروزي و به ميدان آمدن سوسياليزم، تنها در گرو ايجاد تشکلهاي تودهايي طبقاتي کارگري و اتحاد جنبش دانشجويي و ساير جنبشهاي آزاديخواه و برابري طلب با جنبش کارگري ميسر است.
دانشجويان چپ اگر چه با مشکلات زيادي روبه رو هستند و امکاناتي را که ديگر طيفهاي درون جنبش دانشجويي در اختيار دارند را دارا نيستند، اما با همت و تلاش و تقبل سختيهاي زيادي به جنگ با نيروهاي سرکوبگر و ديگر گرايشات درون جنبش دانشجويي رفتهاند و نشان دادند که در اتحاد با جنبش سوسياليستي کارگري ميتوان دست آوردهاي ارزشمند و غير قابل باز پس گيريايي را صاحب شد. طرح صندوق کمک مالي، گامي مثبت و ارزشمند در جهت اتحاد و همبستگي با جنبش کارگري است. از اين طرح و طرحهاي ديگري در جهت همبستگي با جنبش کارگري و ايجاد تحرک براي ساختن تشکلهاي مستقل کارگري بايد پشتيباني کرد.
از اقدام شايستهي دانشجويان دانشگاههاي تهران حمايت ميکنيم!!!
جمعي از دانشجويان دانشگاههاي تهران در طرحي مشترک به حمايت از کارگران دستگير شدهي اول ماه مه سنندج، شيث اماني، صديق کريمي و همچنين محمود صالحي از رهبران جنبش کارگري که هم اکنون در زندان به سر ميبرد، برخاستند.
اين طرح حمايتي از روز يکشنبه 6 خرداد ماه به مدت سه روز در دانشگاههاي تهران، علامه طباطبايي و دانشگاه صنعتي شريف، به اجرا درآمد. در اين طرح دانشجويان ضمن تشکيل صندوقي براي جمعآوري کمک مالي به خانوادههاي زنداني، اقدام به پخش بروشورهايي نيز نمودند که مورد استقبال دانشجويان قرار گرفت.
شوراي همکاري تشکلها و فعالين کارگري، ضمن قدرداني از اين اقدام شايسته بار ديگر خواستار آزادي هر چه سريعتر و بيقيد و شرط کارگران زنداني شده، و از مجامع عمومي بينالمللي ميخواهد، براي آزادي اين سه فعال کارگري که صرفا به جرم برگزاري مراسم اول ماه مه دستگير شدهاند، به هر طريق ممکن اقدام کند.
شوراي همکاري تشکلها و فعالين کارگري
10/3/1386
کميتهي پيگيري ايجاد تشکلهاي آزاد کارگري
کميتهي هماهنگي براي ايجاد تشکل کارگري
انجمن فرهنگي- حمايتي کارگران
اتحاد کميتههاي کارگري
جمعي از فعالين کارگري
گروهي از دانشجويان آزاديخواه و برابريطلب دانشگاههاي تهران
shorayehamkari@gmail.com
حکومت سرمايهداري جمهوري اسلامي ايران در تداوم اقدامات ضد کارگري و ضد حقوق بشري خود محمود صالحي، از رهبران سرشناس کارگري و شيث اماني و صديق کريمي از فعالين کارگري را به طرزي غيرعادلانه زنداني کرده است. جرم تراشيده شده براي محمود صالحي هر چه باشد او را به دلايل زير زنداني کرده و تحت فشار گذاشتهاند:
سازمان دادن مراسمهاي مستقل اول ماه مه، هدايت کارگران در ايجاد تشکلهاي مستقل کارگري و تماس با سازمانهاي بين المللي کارگري و از آنجمله شاخه کارگري سازمان جهاني کار (ILO) براي جلب حمايت از کارگران ايران... شيت اماني و صديق کريمي هم بخاطر سازماندهي و شرکت در مراسم روز جهاني کارگر امسال زنداني شدهاند.
محمود صالحي از مرض شديد کليه رنج ميبرد. يکي از کليههاي او از کار افتاده و بدليل محروميت از مداواي موثر و شرايط بد زندان کليه ديگرش نيز دارد از کار ميافتد. مقامات رژيم با رد درخواست پزشک معالج محمود صالحي، که تقاضاي معالجه فوري او را کرده بود، عملا دارند او را زجر کش ميکنند تا به خيال باطلشان درس عبرتي براي فعالين کارگري ديگر باشد.
يک کمپين جهاني براي معالجه فوري محمود صالحي و آزادي هر سه کارگر زنداني و پشتيباني از خانوادههاي آنها در جريان است. در اين راستا دانشجويان چپ دانشگاههاي ايران مشغول جمع آوري مالي براي خانوادههاي فعالين کارگري در بند هستند.
ما به عنوان "جمعي از دانشجويان چپ دانشگاه کوين مري Queen Mary لندن" از اين اقدام انساني و مبارزاتي داشجويان چپ در دانشگاههاي ايران حمايت ميکنيم. ما نيز به پيروي از اين رفقا از روز دوشنبه 11 ژوئن کمپين مشابهي را آغاز خواهيم کرد. اين بخشي از کوشش ما در جهت تسهيل معالجه فوري محمود صالحي و آزادي کارگران زنداني خواهد بود. ما از دانشجويان آزاده در دانشگاههاي بريتانيا ميخواهيم با گذاشتن صندوقهاي مالي به کمپين دانشجويان چپ در دانشگاههاي ايران بپيوندند.
آدرس تماس : leftstudent@yahoo.com
تلفن تماس : 00447851287582
دانشگاه، اين سنگر آزادي اين بار گام در راهي نهاده كه در افقش مشتهاي گره كردهي اتحاد است كه در ميدان مبارزه بر پوزهي ننگين استبداد كوبيده ميشود و بار ديگر پيروزي را به بار مينشاند.
و اين خيزشيست از يك شعار به ميدان عمل، گرچه كوچك اما گاميست محكم تا باورمان به رهایي انسان را بر سنگهاي تاريخ اينگونه ثبت كنيم:
اتحاد مبارزه پيروزي
روز چهارشنبه ما دانشجويان پلي تكنيك نيز در حمايت از كارگران زنداني (محمود صالحی، شيث امانی و صديق کريمی) طرح حمايتي را با قرار دادن ميز و بروشورهاي طرح و صندوق كمك مالي و چسباندن پوستر در دانشگاه آغاز كرديم.
از روزهاي پيش به دليل مناسب نبودن فضاي دانشگاه و برخوردهاي شديد كميته سركوب با دانشجويان فعال اين طرح را به صورت بخش دستي بروشورها و جمع آوري كمك مال به صورت فرد به فرد در دانشگاه پياده كرده بوديم اما در روز چهارشنبه با مناسب ديدن نسبي فضاي دانشگاه براي برگزاري طرح حمايتي، با گذاشتن صندوق و بروشورها در صحن دانشگاه اين طرح را به صورت رسمي آغاز و به عموم دانشجويان معرفي كرديم.
اين طرح از سمت دانشجويان مورد استقبال قرار گرفت اما مزدوران مأمور در دانشگاه حتي براي چند ساعتي تاب نياورده و به كارشكني پرداختند، تا در نهايت انتظامات اقدام به جمع آوري صندوق و بروشورها كرد تا به خيال خود در برابر دانشجويان كه خود را حامي ومتحد كارگران اعلام كردند بايستد.
ولي اين طرح حتي بدون قرار دادن صندوق در صحن دانشگاه، همچون چند روز پيش در پليتكنيك در حال اجراست.
ما دانشجويان سوسياليست پليتكنيك دست تك تك فعالين اين طرح را در ديگر دانشگاهها به گرمي فشرده و حمايت همه جانبه خود را از آنان اعلام ميكنيم و اين حركت كوچك اما رو به جلوي جنبش دانشجويي را در راه اتحاد دانشجويان و كارگران پاس داشته و ادامه ميدهيم.
زنده باد آزادي و برابري
پاينده باد اتحاد دانشجويان و كارگران
پلی تکنیک زنده است چون جنبش دانشجویی زنده است؛ جنبش دانشجویی زنده است چون جنبش کارگری زنده است.
در ادامه ی طرح حمایت از کارگران زندانی؛ دانشجویان چپ دانشگاه پلی تکنیک نیز به این طرح پیوستند. پس از سرکوب دانشجویان پلی تکنیک در ماه های اخیر، دانشجویان با برگزاری این طرح نشان دادند که نه تنها تسلیم نشده اند بلکه چاره ی مقاومت را در گره خوردن به مبارزات جنبش های اجتماعی(و به خصوص مبارزات روزمره ی کارگران) می بینند نه چانه زنی از بالا یا دل خوش کردن به حمایت های خارجی.
ما دانشجویان چپ سایر دانشگاه های تهران ضمن حمایت از مبارزات دانشجویان پلی تکنیک، برداشتن گامی در جهت اتحاد عملی با جنبش کارگری را به رفقای پلی تکنیکی تبریک می گوئیم.
جمعی از دانشجویان چپ دانشگاه های تهران
اجرای طرح "صندوق حمايت از کارگران زنداني" که توسط جمعي از دانشجويان سوسياليست دانشگاهاي تهران در دانشگاههاي شريف، تهران، علامه و پليتکنيک انجام گرفت، انعکاس خبري نسبتا مناسبي يافت و مورد تاييد و تشويق فعالان پيشرو و تشکلهاي کارگري قرار گرفت به طوري که تقريبا هيچ يک از فعالان و تشکلها، نه تنها نقدي به آن نداشتند بلکه از آن حمايت نموده و آن را گامی مثبت ارزيابي کردند.
اگر چه براي دستاندر کاران برگزاري اين طرح مبلغي که از اين طريق جمع ميشد اهميت چنداني نداشت و تنها تلاشي در جهت بر داشتن گامي عملي در حمايت از جنبش کارگري اهميت داشت، با اين حال در عمل، مبلغ جمعآوري شده هم، بيش از انتظار ما بود.
در اين ميان اما، تنها يک گروه چپ دانشگاهي به مخالفت با اين طرح پرداخت و در اجراي آن همکاري ننمود و تلاش کرد آن را اقدامي بياهميت جلوه دهد. اگر چه ما نيز بر آن نيستيم که با اجراي اين طرح تغييري اساسي را در وضعيت جنبش کارگري و پيشبرد جنبش چپ انجام دادهايم!!، با اين حال اجراي اين طرح از اهميت شاياني برخوردار است و شرکت کردن در چنين طرحهايي و تلاش در گسترش آن، کوچکترين کاري است که هر گروه چپ که داعيهي کارگري بودن دارد، نه تنها شايسته که لازم و ضروري است.
اختلاف نظر بر سر اجراي چنين طرحهايي (و موردِ مشخصِ طرح "صندوق حمايت از کارگران زنداني") که نهايتا خود را به صورت شرکت يک گروه و عدم شرکت ديگري در اين طرح نشان داد، در يک سطح پايهايتر، به اختلاف نظر بر سر استراتژي دو گروه چپ دانشگاهي و تفاوت در تعبير آن دو از يک شعار واحد بر ميگردد.
بخش چپ جنبش دانشجويي، از سه سال قبل و در اوج خود در 16 آذر سال گذشته، با برافراشتن پرچم سرخ خود، شعار «دانشجو، کارگر، اتحاد! اتحاد!» را خطاب به بدنهي دانشگاه و کليت جنبش دانشجويي مطرح کرد، که اگر چه به نظر ميرسيد، ميبايد گامهاي عملي، در جهت تحقق آن برداشته شود، با گذشت مدتي نه چندان طولاني، معلوم شد که در ميان فعالان چپ دانشگاهي، دو تعبير کاملا متفاوت از اين شعار وجود دارد.
برداشت و تعبير چپ راديکال، اتحاد جنبش دانشجويي با جنبش کارگري را تنها در سطح يک شعار سمبليک ارزيابي ميکند. چپ راديکال که نمايندهي واقعي و بي کم و کاست «سوسياليسم غير کارگري» است و در عين حال (به شکل متناقضي) خود را مارکسيست ميداند و سوسياليسم را تنها به عنوان حربهاي براي پيگيري مطالبات مدرن و دموکراتيک جامعه درمييابد، در پيشبرد اين سوسياليسم غير کارگري، با يک تضاد روبهرو ميشود و آن جايگاه محوري «کارگر» در تئوري مارکسيستي است. براي رفع و در واقع جلوگيري از نمايان شدن اين تضاد، چپ راديکال مجبور است شعارهايي را مطرح کند. براي چپ راديکال، «دانشجو، کارگر، اتحاد! اتحاد!» شعاري ايدئولوژيک است (دقيقا از آن رو که اين گروه، خود فرقهاي ايدئولوژيک است) که در واقع، همان طور که گفتيم، طرح آن را از آن جهت لازم میداند که پوششی برای تضادهای بنيادی نظريهی غير مارکسيستیاش باشد. اين شعار مطرح ميشود تا از طريق آن چپ راديکال، خودش را مطرح نمايد.
براي چپ راديکال اين شعار به معني قبول هژمونياش در جنبش کارگري است. البته معلوم نيست اين توقع که به خودي خود، هدف هر جريان سياسي است و بايد باشد، قرار است از چه طريقي محقق شود، چرا که پلاتفرم و استراتژي چپ راديکال اساسا ربطي به طبقهي کارگر ندارد، برای چپ راديکال طبقهي کارگر نيز مانند هر طبقه، قشر و گروه ديگر که از وضعيت موجود راضي نيست جلوه ميکند که چپ راديکال براي تبديل شدن به نمايندهي سياسي آن، راهکار مشخص و البته بيفايدهاي دارد؛ قبول برنامهي سياسي چپ راديکال! به عبارت بهتر چپ راديکال، اهدافي مشخص دارد که بايستي براي تحقق آن نيرو و پايگاه داشت؛ طبقهي کارگر پياده نظامي است که ميتواند اين نيرو را (نه به واسطهي کارگر بودنش که لاجرم منافع مشخص و متعينی را برای آن به ارمغان میآورد و بنابراين رسالت تاريخي مشخصي به دوش آن میگذارد، بلکه به واسطهي کميتش و نارضايتياش از نظم موجود) فراهم ميآورد و بنابراين بايستي به آن تکيه کرد، درست مانند جنبش زنان و جنبش دانشجويي! به عبارت ديگر چپ راديکال پايگاه میخواهد و اين پايگاه ممکن است کارگران، خردهبورژوازی و حتی بورژوازی باشد!
براي چپ راديکال طرح شدن شعار «دانشجو، کارگر، اتحاد! تحاد!»، خود يک هدف است، هدفي در خود، شعاري براي مطرح کردن خودش. طرح اين شعار براي چپ راديکال، پايان کار است. در 16 آذر سال گذشته اين شعار با قدرت تمام مطرح شد بنابراين چپ راديکال به هدف خود رسيده است، خودش را مطرح کرده است و براي همين هم 16 آذر را دستاوردي بزرگ ميداند.
برداشت و تعبير چپ کارگري اما، درست در نقطهي مقابل برداشت فوق قرار دارد. براي چپ کارگري، «دانشجو، کارگر، اتحاد! اتحاد!» تنها، شعاری نيست که از باورهاي ايدئولوژيک برآمده باشد؛ چپ کارگري با مراجعه مستقيم به شرايط عيني جامعه و تحليل شرايط نيروها و طبقات اجتماعي، اهميت اين شعار را دريافته و آن را مطرح کرده است. چپ کارگري، اين شعار را به مثابه يک استراتژي مشخص درمييابد که براي پيشبرد يک جنبش اجتماعي مشخص (سوسياليسم کارگري) بايستي در دستور کار قرار گيرد (دقيقا از آن رو که چپ کارگري نه يک سکت ايدئولوژيک که يک جنبش اجتماعي با مشخص و اهدافي مشخص است). چپ کارگری، 16 آذر سرخ را از آن رو دستآورد بزرگی میداند که در اين روز، اتحاد جنبش دانشجويي با جنبش کارگری، با قدرت، به عنوان يک استراتژی مطرح شد.
چپ کارگري، با تحليل شرايط کلي جامعه به اين نتيجه رسيده بود که در شرايطي که از يک سو، جنبش بورژوايي دو خرداد، در رسيدن به اهداف خود شکست مفتضحانهاي خورده است و از سوي ديگر ليبرالهاي ايراني که تجربهي قيام بهمن 57 را دارند، از هر گونه اقدام اساسي با اتکا به جنبش اجتماعي داخلي، براي دموکراتيزاسيون جامعه، عاجز هستند و بنابراين يا بايستي چشم اميد خود را به آن سوي آتلانتيک بدوزند و يا يا با چشماني نگران، در پي يافتن متحدان حکومتي باشند، تنها راهکار متصور براي هر گونه تغيير اساسي در جامعه، تنها در گرو به ميدان آمدن طبقهي کارگر است و پيشروي جنبشهاي حقطلبانهي غير کارگري مانند جنبش زنان و دانشجويان تنها در گرو پيوستگي با جنبش اجتماعي طبقهي کارگر ميباشد. اتحاد جنبش دانشجويي با جنبش کارگري، براي چپ کارگري استراتژياي است که براي برونرفت از وضع موجود (بيافقي جنبش دانشجويي براي رسيدن به مطالبات خود)، توسط چپ دانشگاهي، پيشاروري آن قرار داده شده است.
براي چپ کارگري، طرح اين شعار تنها گام اول است، کار تازه شروع شده است. اگر هر گونه تحول در جامعه در گرو به ميدان آمدن طبقهي کارگر است، اتحاد جنبش دانشجويي با جنبش کارگري به اين معنا است که جنبش دانشجويي، بايستي بکوشد تا موانع ورود طبقهي کارگر به عرصهي سياسي- اجتماعي را در حد توان خود، بر طرف سازد. اگر چه در تحليل نهايي همان گونه که رهايي طبقهي کارگر امر خود آن است، از بين بردن موانع پيشبرد جنبشش بر ضد سرمايه نيز تنها ميتواند توسط خود طبقهي کارگر انجام شود، بيشک نميتوان از نقش پر اهميتي که جنبش دانشجويي و جنبش زنان ميتوانند در اين راستا داشته باشند، چشم پوشيد.
چپ کارگري ميداند که براي پيشبرد اين استراتژي به تاکتيکهاي مشخصي نياز است که بايستي متناسب با شرايط کلي جامعه به طور کلي و وضعيت جنبش کارگري و دانشجويي به طور مشخص، انتخاب شوند.
يکي از ابتداييترين و در عين حال مهمترين راهکارها براي پيشبرد اتحاد جنبش کارگري و دانشجويي، طرح مطالبات تودههاي کارگر درون دانشگاه است، آن هم نه فقط در آستانهي يک مي، بلکه در کل سال. انعکاس اخبار جنبش کارگري درون دانشگاه و مطرح کردن شرايط طبقهي کارگر براي تودههاي دانشجو سبب ميگردد که ذهنيت روشن (يا بالنسبه روشني) از وضعيت جنبش طبقهي کارگر و مطالبات کارگران در هر مرحله از مبارزهي طبقاتي درون دانشگاه به وجود آيد؛ و مسلما هنگامي که اتحاد دانشجويان با جنبش کارگري را به مثابه افقي براي پيشرفت جنبش دانشجويي مطرح ميکنيم، نميتوانيم به اهميت اين موضوع (شناخت دانشجويان از وضعيت طبقهي کارگر) بيتوجه باشيم.
در کنار اين کار فعالان چپ در دانشگاه بايستي به طور خستگيناپذير به توضيح اين استراتژي براي تودههاي دانشجو بپردازند. از يک سو، عيني شدن شعار اتحاد دانشجويان با کارگران و تبديل آن از يک شعار به امري ابژکتيو و واقعي به ميزان زيادي در گرو اقناع دانشجويان (مشخصا دانشجويان فعال) است (اگر چه در نهايت اين مسئله تنها با پيشروي جنبش کارگري در عرصهي مبارزهي طبقاتي امکانپذير است). از سوي ديگر، طرح و تکرار اين استراتژي و برداشتن گامهاي جدي در اين راستا، بهترين راه براي به چالش کشيدن، مقابله و حمله به جريانات راست ميباشد، چرا که با دادن يک طرح اساسي به چپ، تکيهگاه لازم براي نشان دادن بياعتباري استراتژيها و پلاتقرمهاي راست را در اختيار چپ قرار ميدهد که با استفاده از آن، جريان چپ ميتواند جنبش دانشجويي را زير هژموني خود بگيرد. (لازم به توضيح است که به هيچ عنوان نقد و نشان دادن بياعتباري پلاتفرم جريانهاي راست توسط جريان چپ، شرط کافي براي کسب موقعيت هژمونيک در هيچ يک از جنبشهاي اجتماعي و از جمله جنبش دانشجويي نيست و اين مسئله تنها به توازن قوا به عنوان امري ابژکتيو در مبارزهي طبقاتي بر ميگردد.)
در پايان بر اين نکته تاکيد ميکنم دريافتن شعار «دانشجو، کارگر، اتحاد! اتحاد!»، به مثابه يک شعار ايدئولوژيک يا به مثابه يک استراتژي براي جنبش دانشجويي و برداشتن گامهاي عملي در راستاي رسيدن به اين اتحاد، در شرايط فعلي يکي از مهمترين معيارهای تفکيک کارگري بودن از غير آن است. چپ کارگري با اجراي طرح "صندوق حمايت از کارگران زنداني" به عنوان اولين قدم در راستاي استراتژي اتحاد جنبش دانشجويي با جنبش کارگري، تا کنون کارگري بودن خود را به اثبات رسانده است.
"تقسیم کار موجب وحدت روانی "پسیکولوژک" وی شده در دنیای پرولتر احساسات، غرایض، افکار، سنن، عادات و عواطفی را خلق می کند که در دو کلمه آن را "همدردی طبقاتی" می توان نامید. در کارخانه هر پرولتری در جهتی سیر دارد که خویشتن را به مثابه جزء لاینفکی از رفقای همکارش درک کند"(1)
"باشد که از میان شما پرولتاریای فکری برخیزد که دوش به دوش برادران خود یعنی کارگران یدی در امر انقلاب آینده نقش ایفا کند"(2)
تجسم همدردی طبقاتی را دانشجویان به مثابه پرولتاریای فکری در طرح صندوق حمایت از کارگران زندانی به نمایش گذاشتند. دانشجویان در حد همدردی طبقاتی هم متوقف نماندند و با همراهی و اتصال آن به ترویج آگاهی کمونیستی(بیان انترناسیونالیسم پرولتری، بیان لزوم تشکل یابی طبقاتی طبقه ی کارگر، رد اسطوره ی بی طرفی جنسیتی سرمایه داری و بیان خط مشی مستقل زنان کارگر در جنبش زنان، اعلام همبستگی با مبارزات جاری طبقاتی/ مبارزات کارگران و معلمان/) و مطالبه ی سیاسی مشخص(آزادی کارگران زندانی) آن را از همدردی ساده به همدردی ستیزه جو مبدل ساختند.
دانشجویان با احیای سنت های مبارزاتی طبقه ی کارگر(یعنی سنت "پول مقاومت" که فردریش انگلس دراتحادیه های کارگری از آن به عنوان یک ابزار موثر مبارزاتی یاد می کند) نشان دادند که در تداوم جنیش سوسیالیسم کارگری هستند و به فرقه های رادیکال نمای غیرکارگری تعلق ندارند. دانشجویان سوسیالیست نشان دادند که نه فقط در نظریه بلکه در کنش سیاسی نیز از رادیکالیسم غیرکارگری گسسته اند و از صرفا مهر خود را بر تحرکات زدن به سمت اجتماعی شدن در حرکتند. اینک چپ کارگری در جنبش دانشجویی را دیگر نمی توان یک نحله ی نظری خواند بلکه باید آن را به مثابه یک جنیش رو به رشد دریافت.
دانشجویان با برگزاری خودبنیاد و خودگردان این برنامه(بدون رجوع به نهادهای ارتجاعی حاکمیت در دانشگاه برای کسب مجوز) نشان دادند که می توان و باید به عمل مستقل دست زد و شرط آن اراده ی مستحکم برای تکیه بر نیروی خود دانشجویان است.
محمود صالحی، شیث امانی و صدیق کریمی برای برگزاری اول ماه مه مستقل و با پرچم واقعی طبقه ی کارگر به زندان افتادند. آن ها نمادهای پیشبرد خط مستقل مبارزاتی طبقه ی کارگرند و دانشجویان با برپایی کارزار برای آزادی و حمایت از آنان، نشان دادند که در همین راه مبارزه می کنند و مرزبندی خود را با رفرمیست ها که می خواهند استقلال طبقاتی طبقه ی کارگر را در بیراهه ی سه جانبه گرایی مخدوش کنند و سکتاریست ها که رهایی کارگران را امر خود کارگران نمی دانند و به جای آن می خواهند رهایی قلابی را به آن ها هدیه دهند اعلام نمودند. این ها درس های بدیهی یک تجربه ی کوچک بود و بیانگر آن که در هر اقدام عملی چه آموزه های بزرگی وجود دارد. چپ کارگری نشان داد که فازغ از دایره ی سیاست که برای فرقه گرایان چیزی جز مواضع سیاسی فرقه ی متبوعشان نیست، جامعه وجود دارد، امر اجتماعی وجود دارد، کارگران وجود دارند، غم نان وجود دارد و برایش اهمیت قائل است و به فعالیت عملی در این مورد می پردازد.
پیروز باد سوسیالیسم و جنبش لغو کار مزدی
پانوشت ها:
1- کارگر کارخانه / آنتونیو گرامشی
2- پیام به کنگره ی بین المللی دانشجویان سوسیالیست/ فردریش انگلس
پیام اتحادیه سراسری کارگران اخراجی و بیکار به دانشجویان دانشگاههای تهران
با درودهای فراوان
دوستان دانشجو
اقدام شما در جمع آوری کمک مالی به خانواده های کارگران زندانی ( محمود صالحی، شیث امانی و صدیق کریمی) مایه دلگرمی ما کارگران در راه رسیدن به حقوق انسانی مان است، دست شما را به گرمی می فشاریم و امید آن داریم تا با همبستگی هر چه گسترده تر دانشجویان و تمامی انسانهای برابری طلب، طبقه کارگر ایران قادر شود به تمامی بی حقوقی هایی که بر کارگران تحمیل شده است پایان دهد. محمود صالحی، شیث امانی و صدیق کریمی از رهبران جنبش کارگری ایران و شایسته بیشترین حمایتها هستند.
اتحادیه سراسری کارگران اخراجی و بیکار افزون بر جمع آوری کمک مالی به خانواده های کارگران زندانی، خواهان اعتراضی گسترده تر علیه در بند کشیدن رهبران کارگریست. محمود صالحی را علاوه بر زندانی کردن، از سال 83 به دلیل اقدام به برگزاری مراسم اول ماه مه بطور مداوم مورد آزار و اذیت قرار داده اند و شیث امانی و صدیق کریمی از رهبران اتحادیه سراسری کارگران اخراجی و بیکار، با شرکت در مراسم اول ماه مه در سنندج، علاوه بر بازداشت، بشدت مورد ضرب و شتم واقع شده اند و از اول خرداد ماه تاکنون به اداره اطلاعات سنندج منتقل شده و به خانواده هایشان اجازه ملاقات با آنان داده نشده است. چنین وضعیتی غیر قابل تحمل است و اتحادیه ما بزودی اعتراضی را علیه این وضعیت و در بند کشیدن رهبران کارگری شروع خواهد کرد، ما انتظار بیشترین حمایتها را از طرف شما داریم.
زنده باد اول ماه مه
اتحادیه سراسری کارگران اخراجی و بیکار 7/3/1386
k.ekhraji@gmail.com
جمعی از دانشجویان چپ دانشگاه های تهران در طرحی مشترک اقدام به جمع آوری کمک برای خانواده های کارگران زندانی(محمود صالحی، شیث امانی و صدیق کریمی) کردند.
این طرح از روز یک شنبه ۶ خرداد با قرار دادن صندوق های جمع آوری کمک مالی و هم چنین پخش بروشور های این برنامه در دانشگاه تهران آغاز به کار کرد که مورد استقبا دانشجویان این دانشگاه قرار گرفت.
در باره ی این طرح در بروشورهایی که توسط این دانشجویان تهیه شده است می خوانیم:
"محمود صالحي، شيث اماني و صديق کريمي کارگران زنداني هستند که به دليل تلاش براي برگزاري مراسم مستقل روز جهاني کارگر در زندان به سر مي برند. جنبش دانشجويي که طي چند ساله ي اخير با شعار اتحاد جنبش دانشجويي با جنبش کارگري به صحنه آمده است بايد براي کمک به حضور نيرومند جنبش کارگري در مبارزات اجتماعي و سياسي و اعلام همبستگي خود با کارگران گام هاي عملي جدي بردارد. کمک به شکل گيري صندوق اعتصاب و جمع آوري کمک مالي براي کارگران زنداني و اخراج شده از جمله ي اين گام هاي عملي است. در اين راستا عده اي از فعالين جنبش دانشجويي تصميم به اجراي "طرح حمايت از کارگران زنداني" گرفته اند تا گامي کوچک در اين راستا بردارند. تمامي وجوه حاصل از فروش جزواتي که در دست داريد و نيز کمک هاي مالي به اين صندوق، در اختيار خانواده هاي اين سه کارگر زنداني قرار خواهد گرفت. دست تمامي کساني را که براي ساختن دنيايي بهتر مي جنگند به گرمي مي فشاريم."
این طرح از روز یکشنبه ( ۶ خرداد) در دانشکده ی حقوق دانشگاه تهران آغاز به کار کرد. و در ادامه این طرح روز دو شنبه (۷ خرداد) دانشکده های ادبیات و علوم دانشگاه تهران، دانشگاه صنعتی شریف و دانشکده ی علوم اجتماعی دانشگاه علامه به این طرح پیوستند.
در دانشکده های ادبیات و علوم دانشگاه تهران این اقدام با ممانعت و برخورد حراست مواجه شد و دو تن از دانشجویان به ساختمان مرکزی حراست منتقل شدند. هم چنین عده ای از اعضای انجمن اسلامی در دانشگاه صنعتی شریف سعی کردند تا مانع از برگزاری این طرح در دانشگاه شریف شوند.
