« بيانيه ويژه 8 مارس »
_ ما، مبارزان عليه وضع موجود، اکنون، که در اوان قرن بيست و يکم به سر مي بريم ، به خوبي به درک اين مهم نائل آمده ايم که جامعه سرمايه داري ، بدون شک غير اخلاقي ترين و تباه ترين نظام در تمام طول تاريخ بشر است. جامعه ايست که با ستم طبقاتي، نسل کشي، ستم نژادي، و ستم جنسي عجين بوده و انسان را بي محابا قرباني سودجويي اقليت ددمنش و متوحشي نموده است که جهان را به کارزاري براي بقاء و صحنه ارابه راني خدايان نوين عصر سرمايه داري متاخر، يعني ناتو، سازمان تجارت جهاني، شرکت هاي فرامليتي ، بازار بورس جهاني، بانک هاي بين المللي ، تراست ها و دولت هاي قدرتمند يکه تاز ، بدل نموده است.
_ جنبش رهايي بخش زنان به مثابه حلقه اي مهم، از زنجيره جنبش رهايي بخش انسان، اهميت استراتژيک در افشاي رياکاري وشيادي هاي بورژوازي حاکم بر عهده دارد.
آنچه که مساله اساسي جنبش رهايي بخش زنان است، چيزي مگر به ساحت سياست کشاندن ستم ديدگان مضاعف جامعه سرمايه داري نتواند بود و در اين لسان، سياست ، جز به معناي در دست داشتن امر ساختمان اجتماع جديد نيست.
در نظام سرمايه داري کنوني، از يک سو قوانين موجود برابري زنان با مردان را نفي کرده و آن را تضمين مي نمايد و از سوي ديگر، بردگي خانگي،ستم بي حد و حصر و محدوديت هاي اجتماعي را با رنگ و لعاب هاي گونه گون بر زنان تحميل مي نمايد و فقر،تبعيض و خشونت را عليه زنان بازتوليد مي نمايد.
_ هيچ جنبش بزرگ ستم ديدگان در تاريخ بشر بدون حضور زنان زحمت کش گام بلندي به پيش بر نداشته است. ستم ديده ترين ستم ديدگان، مهمترين بدنه جنبش رهايي بخش انسان ها هستند.
خواسته هاي جنبش بورژوايي زنان، قادر به تضمين حقوق کامل تمامي زنان نيست ، زيرا تقليل گرايي مبارزات اين بخش از جنبش زنان به اصلاح يا تصويب قوانين جديد به گونه اي همه جانبه و راديکال قادر به ايجاد تغيير و تحول در مناسبات مرد محور و سرمايه محور موجود نيست، تضاد طبقاتي مانع از پيوند نا گسستني زنان کارگر با جنبش بورژوايي زنان مي شود و رهايي نهايي زنان، نمي تواند با مبارزه مشترک زنان همه طبقات در راه ايجاد اصلاحات نظام بورژوازي، و در جهت خواسته هاي جنبش بورژوايي زنان تحقق يابد، بنابراين،مبارزه مشترک زنان و مردان کارگر استثمار شده و اختصارا، مبارزه طبقاتي اينان است که به لحاظ وجود شناختي ياراي سخن راندن از رهايي زنان در امتداد آرمان رهايي انسان را دارد، اگرچه چنين چيزي موجبات آن را فراهم نمي آورد که زنان کارگر، از مبارزه عليه دشمن مشترک در جبهه هاي مختلف، مطلقا امتناع ورزند، و در شرايط مشخص مي توانند تاکتيک هاي مقتضي اوضاع و احوال را برگزيده و و در يک جنبش واحد زنان پرچمدار تحقق آرمان هاي عمومي جنبش بوده و حداکثر خواست ها و مطالبات را پوشش داده و به سوي آينده گام بردارند. پيگيري عموم مطالبات دموکراتيک و مطالبات سوسياليستي زنان در کنار هم، بر عهده جنبش رهايي بخش زنان که از ستم جنسي در طبقات و اقشار گونه گون اجتماع به خوبي آگاه است و هم چنين به درک اين مهم نائل آمده است که پيوستگي جنبش زنان، با جنبش هاي ديگر اجتماعي، به ويژه جنبش کارگري، استراتژيک ترين مسله جنبش است. جنبش دانشجويي، جنبش هاي ضد فقر و ضد جهاني سازي سرمايه، و جنبش زنان، متحدين جنبش طبقه کارگر در راستاي تحقق آرمان رهايي انسانند. تنها در گرو مبارزات هم بسته پيسرو ترين بخش هاي هر جنبش اجتماعي است که بحران هاي ساختاري سرمايه پر رنگ تر گرديده و شکاف هاي دروني آن عميق تر مي گردد.
گرامي باد 8 مارس، روز جهاني زن
