تبليغاتX
نشریه دانشجویی «به پیش»

نشریه دانشجویی «به پیش»

"تاریخ تمام جوامع تاکنون موجود، تاریخ مبارزه طبقاتی آنان بوده است" - (مانیفست کمونیست)

«رهايي زنان ايران از هرگونه بردگي را تنها انقلاب پرولتري جهاني ميسر خواهد ساخت»

(موقعيت زن ايراني/ آواتيس ميكائيليان (سلطان‌زاده))

كمپين يك ميليون امضا، براي تغيير قوانين تبعيض‌آميز از لحاظ محتوا مبتني بر درخواست از مجلس شوراي اسلامي براي تغيير قوانين طلاق، حضانت، ديه، شهادت، ارث، پوشش، سنگسار و قوانين حامي قتل‌هاي ناموسي است. اما اين خواست تغيير قوانين تنها نماي ظاهري كمپين را نشان مي‌دهد. براي شناخت ماهيت كمپين بايد به كالبدشكافي متن آن پرداخت.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1385/08/24ساعت   توسط   | 

اشاره: يکي از نويسندگان منتسب به طيف راست افراطي در دانشگاه، در تابستان گذشته مطلبي رادر نقد «چپ» (و مشخصا چپ در دانشگاه) انتشار داد که باب بحثي را گشود که امواج آن هنوز که هنوز است ادامه دارد و گويا کشتي بادبان شکسته و بي‌لنگر «ليبراليسم ايراني» با سپردن سرنوشت خويش به دست اين امواج قصد دارد مدتي ديگر را بر عمر سرگشتگي‌‌ها و تناقضات خويش بيافزايد. به هر روي من در همان موقع در پاسخ به اين «انتقادات»، نوشته زير را بر روي وبلاگ شخصي خودم قرار دادم. بنابراين، اين مطلب با توجه به نوشته‌‌هاي اين افراد در آن دوره به نگارش در آمده و پاسخ به مطالب و «انتقادات» جديد (مندرج در شماره جديد «تلنگر») را در بر نمي‌گيرد.

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/08/23ساعت   توسط   | 

 

نياز سرمايه‌داران به بازارهاي فروش و مناطق نفوذ، تمايل دائمي سرمايه‌داري به گسترش در جهان را به وجود مي‌آورد و به اين وسيله اقتصاد كشورهاي مختلف را در اقتصاد جهاني حل مي‌كند. در چارچوب اقتصاد جهاني رقابت بين جوامع نهايتا قدرتمندان را بر جهان حاكم مي‌سازد. استعمار سرمايه‌داري، مرزهاي سرمايه را باز مي‌كند و سرمايه در هر جا كه وارد مي‌شود حاكميت خود را در چارچوب توليد سرمايه‌دارانه تحميل مي‌كند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 1385/08/19ساعت   توسط   | 

 

«… شرط اساسي براي هستي و سلطه‌ي طبقه‌ي بورژوا، تکوين و افزايش سرمايه است، شرط [هستي] سرمايه، کارمزدي است. کار دستمزدي فقط برپايه‌ي رقابت بين کارگران استوار است. پيشرفت صنعت که بورژوازي باني اجباري آن است، اتحاد انقلابي کارگران را به علت گرد هم آمدن آنان، جايگزين پراکندگي ناشي از رقابت آن‌ها مي‌کند. بنابراين رشد صنعت جديد، همان بنيادي را که بورژوازي بر اساس آن توليد مي‌کند و محصولات توليد را به تصاحب خود در مي‌آورد، زير پايش فرو مي‌پاشد. بورژوازي بيش از هر چيز گورکنان خود راپديد مي‌آورد. سقوط بورژوازي و پيروزي پرولتاريا به يک اندازه ناگزير است…»

مانيفست کمونيست 1848/ کارل مارکس و فردريک انگلس

اين عبارت درخشان از مانيفست، مقدمه‌اي بي‌نياز از شرحي است، که ما را به پيکره اصلي مقاله رهنمون مي‌سازد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 1385/08/19ساعت   توسط   | 

 

اينجا، هر بدگماني بايد كنار رود… هرگونه هراسي، بايد بميرد… (دانته/ نمايش خدايي/ سرود سوم)

 اين يك گزين‌گويه نيست كه «تاريخ تمام جوامع تاكنون موجود، تاريخ مبارزات طبقاتي بوده است…»

چرا كه حقيقتا، ستيزه‌اي دائمي و پيكاري بي‌وقفه، گاه نهان و گاه آشكار، همواره در رگ و پي هر جامعه‌اي جريان داشته است.

امروز نيز، ما بر گره گاهي ديگر، از تاريخ مبارزه عليه توحش سرمايه‌داري ايستاده‌ايم.

نقطه‌اي كه در آن، بحران ساختاري نظام سرمايه، به فجايع و جنايات غريبي منتهي شده است و ما با ديدگاني هشيار، با واقعيت زمان خود مواجه گشته‌ايم

تا بي‌محابا، عليه وضع موجود و بانيان بربريت ديرپاييده سرمايه‌داري بستيزيم.

اكنون، جدال اصيل و تاريخي چپ و راست، به گونه‌اي آشكار تجلي پيدا كرده است.

 ليبراليسم دون مايه‌ي نو، از زير رداي پوسيده و بد نام اصلاح‌طلبي، خويش را رهانيده و ملبس به لباس فاخر امريكايي، مترصد سود‌جويي از هر گل‌آلوده آبي، در كمين نشسته تا به مدد اربابان كنگره‌نشين خود، ستم‌كشان را به زنجيري نو مزين كند و كام ددمنشانه سرمايه‌سالاران را، بر خواني نو گسترده بر آورد، و در اين راه خصم بي‌ترديد خود، جنبش ديرينه چپ را باز شناخته، و بنگاه لجن پراكني‌هاي خود را گشوده است.

از ديگر سوي، سرمايه‌پرستاني كه بر منابر زرين قدرت تزوير مي‌كنند و زحمت‌كشان را، با ريسمان ستبر آگاهي باژگونه به بند كشيده‌اند.

اين هردو، به مثابه دو روي سكه بربريت، مدرن و نامدرن، تنها در تقارن دگرگون‌سازي موقعيات و خود دگرگوني، يعني پراكسيس انقلابي براي ما فهم مي‌شود.

براي ما، نقد نظام سرمايه، مبارزه عليه آن، نه در نفي و رد، كه در نابودي بي قيد و شرط آن درك مي‌شود. بورژوازي در ايران، نه تنها هرگز پرچم‌دار آزادي انساني نبوده، بلكه نتواند بود.

استبداد نوين، واقعيت زاييده‌ي بورژوازي فريب‌كار و منحطي است كه از درون يا بيرون چارچوب قدرت رسمي، امروز علم دموكراسي‌خواهي را بر افراشته است، زيرا كه راست وحشي با دروغ عجين و هم‌ساز است.

هيچ جناحي از پيكره‌ي هيولاي بورژوازي، در انديشه‌ي بهبود و ترقي اوضاع دلخراش زحمت‌كشان و كارگران نبوده و نخواهد بود.

بي‌گمان در واپسين فرايند معيوب انتخاباتي (اتخابات رياست جمهوري سال 84) تلاش مذبوحانه‌اي را به نظاره نشستيم كه جنگ زرگري دو جناح سرمايه‌سالار را تداعي مي‌كرد. دو منظر براي استحاله و ابقاء ايران در نظام بين‌الملل، دو مشي براي تاراج هستي و نيستي طبقات تحت ستم، با يك هدف: تداوم و تثبيت حاكميت سرمايه، تضمين منافع كليت بورژوازي در ايران.

آيا چنين نيست كه هر جناحي از جبهه واحد بورژوازي (بورژوازي صنعتي يا غير آن) بر آن است كه رابطه استثمار را هرچه بيشتر تقويت، و استثمارشوندگان را هرچه بيشتر مقهور سرمايه سازد؟ بي‌ترديد چنين است.

آيا چنين نيست كه منافع عيني توده‌ها، و به ويژه در قعر ترينشان-كارگران- آنان را به فرارفتن از نظام حاكميت سرمايه فرامي‌خواند؟ بي‌ترديد چنين است و ستيزه‌اي بي‌امان از اين آگاهي زاده مي‌شود.

ما نيز، چندي است كه بر اين مصاف گام نهاده‌ايم و در اين راه دشواري‌ها ديده‌ايم، اما لحظه‌اي باز نمي‌مانيم.

ما جهان سرمايه‌داري را، چونان كابوس دهشتناكي تفسير مي‌كنيم و از اين روست كه بر اين خواب گران تاخته‌ايم، تا خواب سرمايه‌سالاران را آشفته كنيم.

ما چشمانمان بر آينده‌اي ديگرگونه نگران است. جهان انساني« سوسياليسم»، كه چشم‌انداز روشني است و ما را «به پيش» مي‌خواند، در جبهه‌ي متحد نبرد، عليه ليبراليسم نو و كهنه، به صف‌بندي اصيل چپ عليه راست وحشي دون صفت، براي نابودي تمام عيار سرمايه‌داري متوحش، به پيش!

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1385/08/18ساعت   توسط   |